‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتصاب غذا، دوازده نفر، اعتراض، اصلاحات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتصاب غذا، دوازده نفر، اعتراض، اصلاحات. نمایش همه پست‌ها

۶ تیر ۱۳۹۰

به نهنگ ها نگاه کن - عادت می کنیم

دیگر نگاه کردن به هیکل های تنومندی که بی حرکت در کنار ساحل افتاده اند، عادتی شده که حتی نبودن راه چاره را هم در کنار بقیه روزمرگی ها توجیه می کند.
حالا از خودم می پرسم چگونه می توان در مقابل شنیدن خبر اعزام گروه جدیدی از اعتصابیون به بیمارستان، باز هم مثل خبرهای دیگر بی تفاوت بود؟ قربان بهزادیان نژاد و مهدی کریمیان اقبال، با پنج نفری که قبلا حالشان وخیم شده بود، می شوند هفت نفر از دوازده نفر اوین که به بیمارستان منتقل شده اند.
قدیمی ترها که دیگر چند سالی است از زندان رجائی شهر بیرون نیامده اند هم بی نصیب نماندند و مسعود باستانی و عیسی سحرخیز هم به جمع بیمارستانی ها پیوستند. عیسی سحرخیز که هنوز جای دندان های محسنی اژه ای روی شانه هایش باقی است و چند مرتبه ضرب و شتم جدی در پرونده اش ثبت شده و از جمله رکورددارهایی است که به مرخصی نرفته و حدود دوازده کیلو وزن کم کرده، اینک بنیه ای برایش باقی نمانده که بتواند از زیر بار این یکی سالم به درآید.

همه ی ترسم از این است که نتوانستنم بیشتر بهانه ای باشد برای نخواستنم...

۱ تیر ۱۳۹۰

به نهنگ ها نگاه کن

تمام مسیر را در این هوای تفته ی تابستانی با بغضی سنگین سپری کردم. نمی دانم از بغض گلوگیرم بود یا از اشک چشم هایم که ندیدم و گذشتم از کنار دوستی که از دور با لبخندی و از نزدیک با ابهام و سر درگمی بدرقه ام کرد و گذشت. تمام ذهنم پر شده از نهنگ هایی که خود را به ساحل می کشند و هیچ تلاشی برای نجات خود نمی کنند تا عاقبت از تشنگی تلف شوند و هنوز هم آنان که با خود لقب اشرف مخلوقات را یدک می کشند نتوانسته اند از چرایی کار آن ها سر در بیاورند. نهنگ هایی که دریای متلاطم و طوفانی حتا آرامشان را بر هم نمی زند، چگونه است که چنین مصمم خود را به ساحل می رسانند و می مانند تا بمیرند...

بغض امروز من اما برای نهنگ های دریای دیگریست که تا پیش از این طعمه های خود را می بلعید و ناجوانمردانه جسد آن ها را قی می کرد و ما را با نگاه حیرت زده مان تنها می گذاشت. نهنگ های آرام دریای این روزهای ما این بار هم، ما نظاره گران ساکت را از چرایی خودزنی خود، آگاه کرده اند و همین دانستن است که تحمل هر لحظه اش را سخت تر و تلخ تر می کند. این دوازده تن همانا که نهنگان آرام عرصه ی سیاست مملکت مان هستند که اینک اقیانوس نامردی ها را متحیر خود کرده اند و با لبخندی به تلاش های دیگران برای انصراف آنان نگاه می کنند...