۱۱ شهریور ۱۳۸۹

...قدس؛ روزی که توانستيم



سال گذشته درست برای همين روز پيش رو، تصاوير بالا را در اين وبلاگ قرار دادم که روزهای توانستنمان را نشان می داد. اينک اما آنچنان به خود درگيری پرداخته ايم که هر چه اراده بوده را در پس اين صفحه سايبر به سخره گرفته ايم ...
ديگر باورش برايم سخت می نمايد که اين جمع متفرق توان بالا کشيدن هياکل سنگين را برای باز توليد چنين صحنه هائی داشته باشد. در حالی که هميشه يک گام، و فقط يک گام با آنچه می خواهيم فاصله داريم: از در بيرون آمدن!
منتظريم آيا که يک نفر بگويد می آيم، که گفته است از پيش تا خيال همه آسوده باشد که می توانند بی هيچ بهانه ای در جمع نباشند.
توقع بيشتری نيست. من هستم و می روم، چرا که می بينم هر روزم از روز پيش سخت تر و بدتر است و با هيچ اعتراضی همه را می پذيرم و باور کرده ام که حق هيچ اعتراضی ندارم ...
من هستم! انتخاب با خود شما که باشيد يا نه.

هیچ نظری موجود نیست: