۲۳ اسفند ۱۳۸۶

!انتخاب کردن به منزله ی یک مسئولیت

حقیقتش را بخواهید اصلاح طلبان - البته به جز یکی دو نفر که مستقلا عمل می کردند - در مجلس هفتم کارنامه ی خوبی نداشتند، در واقع اصلا به عنوان یک اقلیت در مجلس پررنگ نبودند. این موضوع باید به یاد حضرات اصلاح طلب بماند که اگر اکنون امثال بنده از سر ناچاری و به دلیل عدم اعتقاد به بایکوت هم چنان همراه با این گروه هستم به منزله ی تائید عملکرد آن ها در این چند سال گذشته نیست. انتخاب کردن از نگاه من نه یک افتخار و منت به جامعه یا انتخاب کنندگان، که مسئولیتی است که به واسطه ی حقوق شهروندی بر عهده ی من گذاشته شده است تا از این راه در اصلاح جامعه ام بکوشم و در مقابل، انتخاب شدگان را نسبت به صیانت از اهداف و برنامه هائی که به آن ها رای داده ام با نظارت و نقد آگاهانه یاری کنم. به همین دلیل تا زمانی که کوچک ترین امکانی برای اصلاح از طریق دموکراتیک وجود داشته باشد به صندوق های رای به امیدی واهی پشت نمی کنم.
اصلاح طلبان این بار اما در برابر آزمون خطرناکی قرار گرفته اند که می تواند آینده و سرنوشت آن ها را به طور جدی رقم بزند. آن ها با علم به این که می دانند در یک انتخابات غیر عادلانه و یک طرفه شرکت می کنند و همراهان خود را به شرکت در این مبارزه غیر عادلانه دعوت می کنند، شعار اقلیت قدرتمند در مجلس را نیز سر داده اند که چرخشی مشخص در مشی آن ها نسبت به مجلس هفتم است و اگر نتوانند در این فرصت چهار ساله به معنای واقعی نمود بارز یک اقلیت قدرتمند باشند، به ناچار باید شاهد ریزش همراهان و طرفداران خود باشند که هنوز وعده های عمل نشده در مجلس ششم را به عنوان خاطره ای تلخ از یاد نبرده اند.
فکر می کنم اکنون می توانیم از دوستان تحریمی مان همان پرسشی را داشته باشیم که بارها و بارها به همان دلیل رای دهندگان را به باد انتقاد و گاه تمسخر می گرفتند: واقعا اگر اکنون بدترین فرد به جز احمدی نژاد از مجموع کاندیداهای ریاست جمهوری با رای های نداده شما انتخاب شده بود، شرایط کشور به وخامت اکنون بود؟ مثلا فرض کنید قالیباف یا لاریجانی اکنون بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده بود؛ آیا واقعا ما در حال مزه مزه کردن عواقب تحریم سوم بودیم؟ یا آن طور که برخی دوستان ساده دل تحلیل می کردند که با حضور احمدی نژاد شرایط یک طرفه خواهد شد و احتمالا طعم بلایائی که بر سر عراق آمده است را خودمان می چشیدیم، آیا واقعا چنین شد و یا حتی احتمال حمله ی خارجی حتی در وضعیت بدتر از این را اینک می دهیم؟ دیگر کاملا مشخص است که حمله ی آمریکا یا هر خارجی دیگری تا زمانی که حکومتی امکان اصلاح را در خود داشته باشد ناممکن و تصوری ساده لوحانه است. باید باور کنیم تحلیل های آن چنان که منجر به تحریم می شد اینک نتیجه خود را پس داده است و به عینه شاهد نتیجه آن ها هستیم.
به باور من هیچ نسخه ای به جز روش های دموکراتیک نمی تواند منجر به تغییرات هدفمند و کنترل شده در کشورمان شود. روش های کنترل ناپذیر از نوع انقلابات و حمله های نظامی علاوه بر نابودی زیربنای صنعتی و اقتصادی کشور می تواند در خود نتایج ناخواسته از نوع همین جمهوری کنونی داشته باشد. فقط و فقط در شرایط دموکراتیک و با فرهنگ دموکراتیک است که نهایتا خواسته ی جامعه محقق می شود و تنها راه حصول آن مشارکت و تقویت هر زمینه دموکراتیکی است که حتی بالقوه توانائی بیان و تحقق خواسته های عمومی را داشته باشد. شناخته شده ترین روش دموکراتیک صندوق های رای است ولو از آن، آن چه ما می خواهیم خارج نشود.
آیا باید همیشه - بحق یا ناحق - برنده بود؟ پاسخ این سوال را می توان در تمام کشورهائی که تجربه دموکراسی طولانی تری دارند به یکسان یافت: نه! همیشه نمی توان اکثریت را در مجلس یا هر انتخابات دیگری - بحق یا نابحق - کسب کرد. ولی آیا معنای آن عدم شرکت و تحریم است؟ فکر نمی کنم تحریم به دلیل قرار گرفتن در اقلیت پاسخ دموکراتیکی به این پرسش باشد. در دموکراتیک ترین کشورها هم ممکن است انتخاب من در اقلیت باشد. ولی مبارزه برای رسیدن به هدف باید هم چنان ادامه یابد.
این ایراد هم چنان به اصلاح طلبان وارد است که از تمامی ظرفیت خود به عنوان یک اقلیت قانونی برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع استفاده نکرده و در مجلس در مقابل ترکتازی های رئیس جمهور و هوادارانش سکوت کردند تا جائی که لایحه بودجه سال آینده در سکوت کامل تصویب شد. تلاش برای اصلاح همین اصلاح طلبان نیز از جمله وظایف هر شهروند آگاه است. انتقاد و اعتراض از حقوق قانونی رای دهنده است به منتخبینش، تا از مسیر و برنامه خود خارج نشود و نسبت به حقوق رای دهندگانش مسئول باشد و این شاه کلید درک دموکراسی در یک جامعه است که متاسفانه هنوز جامعه ی ما راه زیادی در رسیدن و عمل به آن دارد...

باشد که همگی به درستی از هوادارن راستین دموکراسی و عمل کنندگان به اصول اساسی آن باشیم.

هیچ نظری موجود نیست: