۲ آبان ۱۳۸۶

امر به معروف و خود كشي!

باور كردني نيست!
 وحشتاک است و خواب از چشم ها می ربايد. ظلم است و هیچ انکاری در آن نیست. هر کس در آن دستی داشته باشد و هر کس سعی در مصون ماندن عاملان از مجازات کند و هر کس سعی در لاپوشانی فاجعه داشته باشد در آن سهم دارد . این همه را در مورد دانشجوی 27 ساله دوره دکترا می نویسم که پزشک هم شده و جسدش بعد از دستگیری وی توسط اداره منکرات همدان روی دست پدرش مانده است.دانشجویان همدانی بايد ایستادگی کنند تا مسبب را به محکمه بکشانند و به سزای اعمال خود برسانند .

دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا همدان، ضمن تاکيد بر مجازات عاملان مرگ "زهرا . ب" دانشجوي متوفي، وضعيت امنيت خوابگاه هاي اين دانشگاه را نيز مورد اعتراض قرار دادند .‏

به گزارش خبرنامه اميرکبير، پنجشنبه گذشته نيز به يکي از دانشجويان دختر دانشگاه ‎ ‎همدان در جلوي درب خوابگاه حمله شده و شب گذشته نيز حمله اي با سلاح سرد به ۲ ‏‎ ‎دانشجوي کارشناسي ارشد اين دانشگاه درروبروي خوابگاه فاطمه الزهرا صورت گرفته است‎.‎

اين خبرنامه مي افزايد در همدان، نيروهاي منتسب به سپاه پاسداران در اقدامي جديد با ورود به جمع‎ ‎هاي دانشجويان و کشاندن بحث به موضوع خودکشي يک پزشک در بازداشتگاه امر به معروف‎ ‎ وابسته به سپاه، و عنوان اينکه اين خبر دروغ محض است و هيچ رنگي از حقيقت ندارد، ‎ ‎قصد دارند به هر صورت که شده ازانعکاس وسيع خبر فوق در ميان گروه هاي مختلف ‏‎ ‎اجتماعي جلوگيري کنند. اين در حالي است که الماسي،مسئول روابط عمومي دادگستري‎ ‎همدان، پس از تکذيب اوليه، خبر مرگ در اثر خودکشي را تاييد کرده است‎.‎

در همين ارتباط، انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سيناي همدان در مورد وقايع اخير بيانيه اي صادر کرده‏‎ ‎است که در آن آمده‎:‎‏ "مردم همدان ‎ ‎آگاه باشيد در صبح عيد خجسته ي فطر درست همان زمان که به شکرانه ي يکماه پرهيزگاري‎ ‎و شرکت در ميهماني خدا به نماز ايستاده بوديد در اين شهر فاجعه اي به وقوع پيوست که‎ ‎رواست درتاثر آن جان به جهان آفرين تسليم کنيد، دختري ايراني از طبقه ي تحصيل کرده‎ ‎ ي جامعه که بهجرمي مبهم در صبح جمعه بوسيله ي ضابطان دستگير شده بود بدليل وقايعي‎ ‎که فقط خدايش آگاه مي باشد، خود را به دار آويخت."‏

انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا ‎ ‎در ادامه از منظر حقوقي موارد زير را مورد تاکيد قرار داده است :‏

‏"1- بر اساس ماده ي ۲۱ آيين دادرسي کيفري جرم مشهود جرمي است‏‎ ‎که در منظر ضابطين دادگستري واقع شود يا بلافاصله ضابطان در محل حضور يابند و يا‎ ‎آثار جرم را بلافاصله پس از وقوع مشاهده کنند ؛ حالبايد پرسيد آيا عمل اين دختر‎ ‎ يعني بودن با پسري در مکاني عمومي در صبح جمعه را مي توان از مصاديق جرم مشهود‎ ‎دانست مگر نه آن که براساس اصل ۳۷ قانون اساسي بنابر برائت مي باشد، پس چگونه‏‎ ‎ضابطان به خود اجازه داده¬اند به حريم خصوصي اين دو نفر تجاوز کنند و از آنها مدرکي‎ ‎جهت اثبات مجوز شرعي با هم بودنشان بخواهند‎.‎

‏2- به فرض عدم توانايي اثبات مجوز، ‏‎ ‎ضابطان بر اساس کدام قانون اقدام به بازداشت اين دو نفر کردند‎.‎

‏3- به کدام مجوز‎ ‎فرد همراه اين دختر چندي ساعت بعد، آزاد گشته ولي آن دختر در بازداشت مانده است‎ .

‏4- ‏‎ ‎به فرض وقوع جرم و وجود مجوز بازداشت ضابطان بر اساس اصل ۳۲ قانون اساسي و‏‎ ‎ماده ي ۲۴ آيين دادرسي کيفري حداکثرمجاز به ۲۴ ساعت بازداشت متهم جهت تکميل پرونده ‎ ‎و ابلاغ و تفهيم آن مي بودند، پس چگونه بدليل واهي تعطيلات، ۴۸ ساعت اين فرد را در ‏‎ ‎محلي کاملا غير استاندارد نگاه داشته اند . شايان ذکر است به موجب ماده ي ۱۸ قانون ‏‎ ‎آيين دارسي کيفري ضابطين دادگستري در مورد جرايم مشهود پس از اينکه همه ي اقدامات‏‎ ‎لازم را انجام دادند بايد موضوع را بلافاصله به اطلاع مقام قضايي برسانند پس چگونه‏‎ ‎با وجود قاضي کشيک در ايام تعطيل چنين امري صورت نگرفته و فرد مذکورهمان طور که ذکر‏‎ ‎شد بدليلي واهي ۴۸ ساعت در بازداشتي غير قانوني نگاه داشته شده است ‏‎.‎

‏5-‏‎ ‎بر اساس ‎ ‎قانون بازداشتگاه بايد محلي باشد که احتمال فرار يا اختفاي متهم را دارا نباشد و ‏‎ ‎نيز متهم از امنيت کامل برخوردار باشد پس چگونه اين دختر توانسته وسيله اي جهت ‏‎ ‎خودکشي براي خود فراهم کند‏‎.

چه به روز اين سرزمين آمده است. آيا واقعاً هنوز ‎ ‎ميتوان آن را ايران ناميد، کشوري که در قرن¬ ها پيشداراي منشوري مي¬بود که کرامت‎ ‎انسان و احترام به حقوق بشر محوريترين پيام آن ميبوده است، به راستي مسئولان‎ ‎ مهرورز و عدالت محور ايران را چه شده است که حتي حاضر به پاسخ گويي ساده و مسئوليت ‎ ‎پذيري نیست انگار هيچ اتفاقي نيافتاده، مگر نه آنکه خودکشي و نيز قتل نفس از‎ ‎گناهبارترين و فجيعترين مسائل، ديني نيست، که آقايان خود رااز سردمداران و‎ ‎ پيشتازان آن ميدانند ؛آيا مهرورزي فقط شامل ملوانانانگليسي و عدالت خواهي مشمول ‏‎ ‎دخترک فقير بوليويايي است' نه جوانان تحصيل کرده ايراني، چگونهاست؟" ‏

در ادامه بيانيه، خاطر نشان شده: "در دانشگاه‎ ‎ اميرکبير سه جوان آزادي خواه و متعهد اين مرز و بوم قرباني، انتقام گيري رياست دولت‎ ‎مهرورز نهم ميگردند و يا با وجود سخنان ايشان در دوران قبل از انتخابات ‎ ‎درباره لزوم حفظ آزاديهاي شخصي؛ دختري تحصيل کرده که به شغل پزشکي اشتغال ئاشته ‎ ‎به بهانه طرح امنيت اجتماعي ! به جرمي بسيار مبهم و واهي (به همان دلايلي که ‏‎ ‎ذکر رفت) دستگير گرديده و حتيمسئولان انتظامي و امنيتي ذي ربط هم خود را ملزم به‏‎ ‎ پاسخ گويي نميدانند انگار کلي گويي و عوام فريبي وطفره رفتن از پاسخهاي صريح و‎ ‎قابل قبول تبديل به عادت يوميه همه آقايان گرديده است. خدا ميداند در مدتبازداشت‎ ‎به اين دخترک چه گذشته، آيا مسئله اي رخ داده و شانيت والاي انساني او مورد واقع‎ ‎ شده و يا به دليلي ديگر ….. ترجيح داده به جان پر ارزش و مفيد خود به فجيعترين‎ ‎ صورت ممکن خاتمه دهد؟ نکته استهزا آور اين واقعه آن است که رئيس دولت مهرورز‎ ‎چندي پيش ايران را در دانشگاه کلمبيا امنترين و آزادترين کشور دنيا معرفي ميکد !"‏

دانشجويان صادر کننده بيانيه در پايان با استناد به ماده ي ۱۴ دستورالعمل‏‎ ‎ اجرايي بند ۱۵ قانون احترام به آزادي ها ي مشروع و حفظ حقوق شهروندي خواستار ‏‎ ‎تشکيل هيئت نظارت و بازرسي جهت معرفي عاملان اين حادثه شده اند .‏

همزمان با صدور بيانيه فوق، خانواده زهرا . ب دانشجوي متوفي با انتشار نامه اي سرگشاده که در سينا نيوزبه چاپ رسيده به بيان نکاتي در ارتباط با نحوه فوت وي پرداختند. ‏

در اين نامه ابتدا يادآوري شده است: ‏

‏"مرحومه دکتر زهرا ب با 27 سال سن، رتبه ي 26 پذيرفته شده رشته ي پزشکي ‏‎ ‎شهر تهران و فارغالتحصيل دانشکده پزشکي تهران در سال 1358، متولد و ساکن‎ ‎ تهران، در حال انجام‎ ‎داوطلبانه‎ ‎ طرح خدمات پزشکي براي مناطق‎ ‎محروم کشور در اسفند سال 85 به مناطق دور استان همدان و مجاورت استان ‏‎ ‎کردستان اعزام شده و در اين مکان با سمت پزشکي مشغول‏‎ ‎به خدمت بوده است . ‏

عنوان دانشجو بودن و يا در حال تحصيل مخالف واقعيت‎ ‎مطرح شده مي باشد . در ذيل کارت عضويت پزشکي ايشان و شماره مهر نظام پزشکي‎ ‎قابل رويت مي باشد. مرحومه علي رغم اينکه مي توانسته به جهت‎ ‎آزاده‎ ‎ بودن پدر خود از انجام دوره ي طرح معاف باشد به دليل شوق به خدمت بيشتر ‎ ‎داوطلبانه براي اين وظيفه پيش قدم شده است‎.‎‏"‏

خانواده مرحومه تاکيد کرده اند : " طبق گواهي پزشکي قانوني علت فوت‎ ‎فشار‎ ‎ بر عناصر حياتي گردن توسطجسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشي از‎ ‎آن تعيين شده است . ساعت معاينه جسد 9 صبح روزجمعه ‏‏فوت حدود‏‎ ‎ساعت 9 شب شنبه تعيين گرديده است‏‎. ‎

مرحومه در روز جمعه ساعت 10 صبح در محوطه پارک همدان توسط ماموران ستادامربه معروف به دليل ‎ ‎نامشخص بودن وضعيت تاهل‎ ‎به ستاد منکرات انتقال مي يابد .در حاليکه طبق‎ ‎ماده 15 ‏ قانون‎ ‎آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب ماموران ستاد امر به معروف و نهي از منکر نمي توانند ضابط دادگستري محسوب شوند‎ ‎و براي بازداشت يا هر عنوان ديگر نيروي انتظامي مسئول انجام اين کار بوده‎ ‎است . ضمن آنکه دقايقي قبل از اين بازداشت به گفته ي نامزد مرحومه ماموران‎ ‎نيروي انتظامي در محل در حضور تمام افراد داخل پارک از ايشان سوالاتي را‎ ‎کرده و مشکلي را نديده اند ‎.‎‏"‏

نامه مي افزايد: "در‎ ‎روز شنبه ساعت 11 صبح ( حدود 10 ساعت قبل از وقوع حادثه) پس از يک شبانه‎ ‎روز به خانواده ي ايشان اطلاع مي دهند که به ستاد همدان مراجعه نمايند ‎ ‎بدون آنکه اجازه ي گفتگو با فرزندخود را داشته باشند و علي رغم اصرار‎ ‎خانواده از اين امر خودداري مي شود . پدر ايشان در همان روز عيدفطر از‎ ‎تهران عازم همدان مي شود . در ساعت یک ربع به نه همان روز مرحومه اين امکان را مي‏‎ ‎يابد که با تلفنهمراه برادر خود تماس تلفني داشته باشد و در طي اين گفتگو ‎ ‎اذعان مي دارد که داراي مشکلي نيست و منتظر مراجعه پدر خود مي باشد. در‎ ‎ ساعت نه و چهل و پنج دقیقه پدر مرحومه به ستاد رسيده و جوياي مسئله مي شود اما مسئولين‎ ‎ ستاد با برخوردي نامناسب وي را از ديدن فرزندش منع کرده و بيان مي کنند‎ ‎فردا امکان ملاقات با وي داده مي شود. متاسفانه صبح روز بعد پدر مرحومه به‎ ‎پزشکي قانوني فرستاده شده و جواز دفن فرزند خود را دريافت مي دارد‎.‎‏"‏

در بخش ديگري از نامه آمده است: " اولياي‎ ‎اين مرحومه طي مراحل معمول شکايت خود را به مراجع ذيصلاح قانوني اعلام‎ ‎داشته اند که اين پرونده در حال پيگيري مي باشد . حائز اهميت است اين مي ‎ ‎باشد کهموارد مهم ذيل قابل تعمق و پيگيري قانوني بوده و طبعا بسياري از‎ ‎موارد ديگر بصورت لايحه تسليم دادگستري خواهد شد‎:‎

‏1- حکم بازداشت 24 ساعته اوليه توسط قاضي کشيک صادر گرديده که در اين فاصله‏‎ ‎ هيچگونه تماسي با خانواده ي مرحومه گرفته نشده است. با توجه به موضوع ‎ ‎بازداشت که مسئله گفتگوي دو جوان بدون داشتنعقدنامه ي رسمي بوده و موقعيت‎ ‎اجتماعي و شغلي مرحومه و بيماري والدين ايشان که مسافرت براي آنهامشکل‎ ‎ بوده است مرحومه در انتظار توجيح مسئولين ستاد بوده که اين مسئله لاينحل‎ ‎ باقي مانده است. پس ازطي اين زمان، حکم 24 ساعته دوم که توسط قاضي کشيک ‏‎ ‎در روز عيد فطر صادر گرديده نيزداراي ‎ ‎نقص نگارشي‎ ‎ بوده و‎ ‎بازداشتگاه ناجا از پذيرفتن مرحومه خودداري مي نمايد. متاسفانه به جهت‎ ‎خستگي و سهل انگاري ماموران مربوطه بر خلاف همان حکم ناقص قاضي رشيدي‎ ‎تصميم بر اين گرفته اند که در محيطيخارج از ضوابط قانوني و بدون وجود ‎ ‎زندان بان زن و يا هر زني که بتواند در محيطي کاملا مردانه تسلي خاطر وي‎ ‎باشد او را در سالني نگهداري نموده و از حضور وي ساعتها غافل مي شوند ‎.‎

‏2- عدم اطلاع رساني به موقع به خانواده ي مرحومه و بازداشت ايشان در آخرين‎ ‎روز ماه مبارک رمضان و روز عيد فطـر به هر دليل و هر شکل ممکن با توجــه‎ ‎ به اينکه تلفن همــراه ايشان نيز در اختيــار مسئولين بوده ‎ ‎غير قابل قبول‎ ‎مي باشد‎.‎

‏3- نگهداري ايشان بر خلاف دستور صريح و مستقيم قاضي کشيک در محل ستاد و نبردن ايشان بهبازداشتگاه زنان ناجا‎ ‎سبب اين حادثه ‎ ‎شده است که مسئوليت آن بر عهده ي متخلفين مي باشد‎.‎

‏4- نه تنها مرحومه دچار وضعيت فشار روحي بوده بلکه پدر ايشان نيز پس از‎ ‎مراجعه به ستاد همدان با بي مهري روبه رو گشته و از پاسخ گويي مناسب و حق‎ ‎مسلم ايشان خودداري شده است. و ايشان شبي را تا صبح بدون هيچ اطلاعي از‎ ‎ فرزندشان در شهري غريب سپري نموده اند‎.‎

‏5- متاسفانه از طرف مسئول ستاد به پدر مرحومه اعلام مي شود که ايشان با فرد ‎ ‎فاسد و اراذل و اوباشي ارتباط داشته است در حالي که اين مسئله‎ ‎ کذب محض‎ ‎مي باشد . اولياي فرد مذکور با همراه آوردن وثيقه براي آزادي پسر خود و‎ ‎مرحومه به ستاد مراجعه مي کنند که در نهايت ايشان که کارمند گزينش شده ي‎ ‎يکي از همين سازمانهاي کشورمان مي باشد، با وثيقه آزاد شده و از همراه‎ ‎بردن مرحومه و تحويل به خانواده ي آن خودداري مي شود. پس در غربت نيز کسي‎ ‎بوده که به قيد وثيقه مرحومه را براي مورد ساده ي منکراتي ‏‏( گفتگوي دو‎ ‎جوان براي زندگي مشترک) آزاد نمايد ..‏‎.‎‏"‏

‎ ‎خانواده زهرا.ب خاطر نشان کرده اند: "با‎ ‎ توجه به اينکه مرحومه در خانواده اي تحصيل کرده و مذهبيزندگي مي کرده و ‎ ‎سالياني خدمت به مردم را تجربه نموده و با توجه به موقعيت اجتماعي خود و‏‎ ‎پدر ايشان جاي بسي شگفتي است که وي دست به عملي بزند که نتيجه آن نهايتا‎ ‎امضاي تعهد نامه اي و يا عقد و ازدواج بيش نبوده . اين بخش از قضيه طبعا‎ ‎ با شکايت اولياي دم و رسيدگي مقامات ذيصلاح پيگيري خواهد شد.هر چند رد و ‎ ‎يا اثبات آن چيزي از مسئوليت سهل انگاري و سختگيري بيش از معمول آنهم در ‏‎ ‎پايان ماه مبارک رمضان نخواهد کاست ‎ ‎‏."‏

نامه با اين تاکيد خاتمه مي يابد که: "خانواده ي مرحومه ب از چاپ عکس نامبرده، مشخصات خانوادگي وي و مواردي که‎ ‎ برداشت شخصي نويسندگان از گفته ها و نوشته ها باشد معذوريت خواسته و‎ ‎رضايتي در اين مورد ندارند."

----

http://zerodegree.persianblog.ir
http://shzerodegree.blogspot.com

http://zerodegree.wprdpress.com

 

 

هیچ نظری موجود نیست: